همشهری آنلاین : ترجمه - لادن نصيري:
در دوران نوجواني ذهن انسان همانند سيستم بدن دستخوش تغييرات سريع ميشود.
پدر و مادرها نه تنها ناگزير از انطباق با شرايط جسماني تازه نوجوانانشان هستند بلكه در عين حال لازم است از تغييرات رواني دنياي نوجوانان نيز آگاه باشند. روانشناسان اغلب قدرت انديشيدن انتزاعي را امتيازي براي نوجوانان ميپنداشتند؛ يعني داشتن «عقيدهاي در مورد عقيده.»
ژانپياژه روانشناس سوئيسي در اين زمينه ميگويد قدرت پيشبيني بسياري از احتمالات و يا پيامد موقعيتي حتي اگر فوري و مشاهده شدني نباشد در نوجواني آغاز ميشود؛ اگر چه پژوهشگران امروزي دريافتهاند كه بسياري از افراد هرگز به قدرت انتزاعي دست نمييابند حتي در بزرگسالي.
بيان اينكه نوجوانان اغلب به پيامد كارهايشان نميانديشند، مگر آنكه دچارش شوند، بيمقدار شمردن دوران نوجواني نيست تنها آگاهي از واقعيت آن است و به همين دليل نوجوانان به پدران، مادران و بزرگسالان مسئول نيازمندند تا هدايتشان كنند. نوجوانان فكر ميكنند انسان از اشتباهات خود زندگي را ميآموزد و حق با آنهاست.
همه ما از خطاهايمان درس عبرت ميگيريم اما پارهاي از خطاها بسيار گران تمام ميشود. نوجوانان پيش از اقدام به هر كاري بهتر است فكر كنند كه مرتكب اشتباهات جدي نشوند و اين مهارت را تنها بزرگسالان پرحوصله و شكيبا ميتوانند به آنان بياموزند.
آنها به وسيله ارتباط با پدر و مادر خود و رهبران جوان يا ديگر نوجواناني كه مورد تحسين و احترامشان هستند با رفتارهاي مخاطرهآميز آشنا ميشوند.فردي كه راههاي بهتري را براي بيان احساسات خود به نوجوانان ميآموزد و صميمانه به آنان علاقهمند است ميتواند برايشان الگو و سرمشق خوبي باشد. نوجوان با ديدن الگوي مورد تحسين خود كه همواره درصدد ايجاد اهدافي براي آينده است، براي خود هدفهايي تعيين ميكند و براي تحقق آنها ميكوشد.
شما كه درك نميكنيد
شايد زماني كه دختري نوجوان به مادرش ميگويد، شما درك نميكنيد، حق با او باشد. دختر نوجوان همه چيز را از نگاه خود ميبيند و گهگاه مادر با پافشاري و سماجت ميخواهد دريابد كه افكار دخترش از كجا سرچشمه گرفته است. نوجوانان تصور ميكنند در مركز هستي قرار گرفتهاند و دنيا به تماشاي آنها ايستاده است.
از راه ايجاد ارتباط است كه دختري نوجوان به ديدگاههاي ديگر پي ميبرد و نگرش خود را تقويت ميكند. اگر مادري به فرزندش اعتماد دارد و اين اعتماد و باور خود را با عشق و محبت به گوش نوجوان خود برساند توافق نداشتنشان به دشمني و اجتناب از همديگر منجر نميشود، مادران و فرزندان درصدد حل اختلاف خود برميآيند، گفتوگو قطع نميشود و صداي هيچ كدام بالا نميرود، آنان با آرامش به حرفهاي همديگر گوش ميدهند و مادر از ديدگاههاي متضاد نوجوانش دچار ترس نخواهد شد.
با آموزش پذيرفتن ديدگاههاي ديگران شدت خودمحوري در آنان كاهش مييابد. يكي از روشهايي كه مادر براي كاستن از خودمحوري دخترش ميتواند به كارگيرد استفاده از همدلي و همدردي است. دختري ميگويد: دلم ميخواست فرياد بكشم و به مادرم بگويم كه كمي هم با من همدردي كن و هميشه از ديگران طرفداري نكن. اين آرزوي هر دختري است كه مادرش آزادانه و به راحتي در مورد هر مسئلهاي با او درددل كند اما نوجوان ميخواهد مادرش از ياد نبرد كه مسائل بزرگسالان ممكن است بيش از طاقت او باشد. نوجوانان خواهان آن هستند كه مادرانشان با آنان صادق باشند و تنها در مورد پارهاي از مسائل و نه همه آنها حرف بزنند.
دخترهاي نوجوان روابط مستقيم و گفتوگوي بيپرده را دوست دارند و آن را كاملا درك ميكنند.آنان به دليل سن ويژه خود همواره قادر به درك پيامهاي مبهم نيستند و احتمالا آن را به گونهاي نادرست تعبير خواهند كرد. به همين دليل است كه طعنه و طنز، نوجوان را آزرده ميسازد.نوجوانان همواره از شنيدن گفتههاي مثبت استقبال ميكنند نه گفتار مخرب، جملات منفي و مخرب معمولا به ناراحتي، شرم و عدمخلاقيت آنان منجر ميشود و تعبير آنها نيز براي نوجوانان دشوار است. يكي از نشانههاي پايان يافتن نوجواني زماني ظاهر ميشود كه دختري بتواند به مادرش بگويد: ميداني مادر: «شايد حق با تو باشد.»
خلق اعتماد
اعتماد در دوران نوجواني به همان اندازه كودكي اهميت دارد با اين همه باور من اين است كه در دوران نوجواني پرسش اين نيست كه آيا من به مادرم اعتماد دارم؟ بلكه اين سوال مطرح است، آيا مادرم به من اعتماد دارد؟ بهترين نقطه آغاز اعتماد به نوجوانان انجام دادن تكاليف مدرسه است. نوجوان دوست دارد به جاي گوشزد كردن بيوقفه به آنان در انجام دادن تكاليف، به آنها كمك شود. اعتماد به او در انجام دادن تكاليف به مفهوم انتظار داشتن از او در انجام دادن وظايف خود است.
خودباوري در سايه اعتماد
همه ما بايد به اهميت كمك براي ايجاد اعتماد به نفس يك دختر آگاه باشيم. يكي از بهترين راههاي موجود در اين زمينه، ايجاد فضايي مالامال از اعتماد با اوست. اگر مادري اعتماد خود را به توانايي و قدرت دروني دخترش نشان دهد دخترك احساس مسئوليت و اعتماد به نفس بيشتري خواهد داشت. در هر نوجواني تركيب دو ويژگي اعتماد به نفس و مسئوليتپذيري بسيار مطلوب است. تنها مادر است كه با نشان دادن اعتماد هشيارانهاش در طول سالهاي آغازين نوجواني دخترش، به راحتي به خود ياري ميرساند.
به قول يكي از دختران نوجوان، آگاهي از اينكه مادرم مرا قادر به تصميمگيري درست ميداند، رابطه ما دو نفر را صميمانهتر و نزديكتر ميسازد و من به راحتي با او درد دل ميكنم.گروهي از مادران ميپرسند دوران نوجواني چه زماني به پايان ميرسد؟ نوجواني زماني به پايان خود ميرسد كه مادر و دختر بتوانند در كنار هم بنشينند و گفتوگو كنند بيآنكه به گوشزد يا اخطار متوسل شوند. اگر مادر و دختري نتوانند به اين مرحله برسند روابط آنان ممكن است دچار تزلزل شود اما در هر حال دوران نوجواني به پايان ميرسد حتي اگر دوران رضايتبخشي نباشد كه به تبع آن مرحلهاي جديد در رابطه مادر و دختر آغاز ميشود.مادران براي بيشترين بهرهگيري از لحظاتي كه نشاندهنده تغيير در روابط است بايستي براي زماني كه دخترشان مايل به گفت و شنود با آنان است آمادگي كامل داشته باشند.
فرصتهايي كه در آنها مادر و دختر ميتوانند روحيات و خواستههاي يكديگر را درك كنند، نبايد ناديده گرفته شوند. مادري ميگويد: زماني كه دخترم سوم راهنمايي بود خيلي چيزهاي منفي به نظر ميرسيدند، تصور ميكنم كه بچهها در آن سن احساس خوبي در مورد خود ندارد، مهم نيست چه احساسي پس هر نظر منفي كه ابراز داريد اوضاع را وخيمتر ميسازد. داشتن قدرت خودداري از بر زبان آوردن هر مطلب منفي در سالهاي آغازين نوجواني مهارتي چشمگير است. اين خويشتنداري سازنده است چون دخترش ابراز ميكند كه تقريبا هر چيزي را ميتواند با مادرش در ميان بگذارد.
اعتقاد بر اين است كه كسب آگاهي درباره دوران رشد نوجوانان علاقهمندي به آنان را آسانتر ميسازد. هر قدر كه مادر در مورد مراحل مختلف زندگي نوجوانش اطلاعات بيشتري داشته باشد ارتباط بهتري با او برقرار خواهد كرد. او از نوسانات خلقوخوي دخترش دچار حيرت نخواهد شد و با وضوح و شفافيت بيشتري به نگرانيها و ترسهاي نوجوانان پي خواهد برد.